یادداشت:
سالهاست که در بر پاشنه پوسیده می چرخد
دیرآغازی تهیه و گردآوری آثار منتشر شده توسط برگزارکنندگان جشنواره ، ناآشنایی و ناکارآمدی گردآورندگان آثار نسبت به آگاهی از وجود فهرست کامل کتابهای منتشر شده ، اقدام ناقص در تهیه و آماده سازی کتب منتشره ، فرصت کوتاه زمان اختصاص یافته به بررسی آثار به دلیل نابسامانی در مدیریت و زمانبندی برگزاری جشنواره ، استفاده از داورانی که خود از مسئولیتهای چندگانه و متعدد برخوردارند و فرصت لازم را از خود ، برای مطالعه و بررسی اثر به خرج نمیدهند و ... سرانجام همه و همه دست به دست هم داده و ناگزیر به وضعیت نابسامان انتخابها و احیانا گزینش های شتابزده کتاب سال میانجامد .
دیر زمانی است که دیگر شاهد انتخاب تنوع آثار در جشنواره های کتاب نیستیم . این سالها ، جشنواره ها همچون بسیاری از تولیدات فرهنگی که جنبه کاربردی صرف یافته اند ، راهی موازی را در پیش گرفته اند . از سویی به غلط چنین پنداشته می شود که وجود کتابهای مشابه در فهرست انتخابی داوران در جشنواره های متعدد ، نشانه ای بر تأیید و درستی انتخابهاست . حال آنکه شق دوم مخالف این تصور ، یعنی آن وجه دیگر ، بیشتر قابل تصور است . این یک واقعیت تلخ است که داوری کتاب سال ، در این سالها ، از آفات پیش روی در انتخابها مصون نبوده است . اما اینکه تا چه میزان در کاستن از این آفت زدگی و فاصله گرفتن از اشتباهات گذشته تلاش شده است ، جای گفت و سخن بسیار است . در این میان ، علل این تشابه انتخابها را بیش از همه در داوری باید جستجو کرد . متاسفانه به نظر می رسد ، داوران در بسیاری موارد ، در مطالعه و بررسی اثر ، فرصت کافی به خرج نمی دهند . این کم کاری باعث می شود ، در فرصت های باقی مانده از زمان بررسی ، توجه داور به کتابی خاص معطوف شده و گامی فراتر از آنچه که به دست آمده ، برداشته نشود . بسیار پیش آمده که داوری از هیئت ، به دلیل نخواندن کتاب و یا به دلیل مطالعه شتابزده اثر ، به ضعف در تصمیم گیری دچار شده و ناگزیر گوش به انتخاب داور دیگر سپرده است و در نهایت ، متاثر از انتخاب همکارش ، رای به انتخاب داده است . به طریق اولی، ثمره این گونه انتخاب ، به هیئتهای داوری در جشنواره های مشابه نیز تسری می یابد . آنان نیز به دلیل بسیاری علل مشابه ، چشم به انتخاب داوری جشنواره پیش از خود دوخته که پیشتر به انتخابهای خود دست یافته و حتی مراسم جشنواره و اهدای جوایز را نیز به پایان رسانده اند . و یا آنکه داوری آن جشنواره ها ، به دلیل آنکه خود فاقد جسارت لازم در انتخاب کتابی متفاوت بوده اند ، به همان آثار برگزیده جشنواره های مشابه پشین بسنده می کنند . در نگاهی دیگر ، فراتر از همه اینها ، داوری که در جشنواره اول متاثر از همکارش دست به انتخاب زده ، در جشنواره دوم و احیانا جشنواره مشابه سوم نیز عضو هیئت داوری است . به همین مناسبت ، بی هیچ تلاش مضاعفی ، انتخاب اول خود را (با همان ماهیت از بنیان غلط ) در جشنواره دوم و جشنواره سوم نیز اعمال می کند . و اینجاست که دیگر اساسا ماهیت وجودی و ضرورت برگزاری جشنواره دوم و سوم زیر سئوال می رود . و در نهایت نتیجه همان می شود که سالهاست شاهد آنیم . انتخابهای مشابه ، کتابهای مشابه در فهرست انتخاب و کتابهایی که به جشنواره های دوم و سوم و چهارم نیز راه می یابند . و این عمل از آنجا که هر سال تکرار می شود ، به دید و نگاهمان نیز نسبت به جشنواره های کتاب تاثیر گزارده است . چنانچه به غلط، چنین پنداشته ایم که این انتخابهای مشابه ، خود نشانی بر وجود قوت جشنواره ها و درستی رای و انتخاب داوارن است . اگر با این گفته موافق باشیم ، شاید این اتفاق ، لزوم تشکیل هیئتی به منظور آسیب شناسی هئیت های داوری کتاب سال را ضروری بنماید . البته هیئتی که فرد فرد اعضایش ، متعهد به انجام وظیفه باشند و فرصت و انرژی کافی را در مطالعه ، بررسی و تحلیل در اختیار داشته و خود از آفات مشابه مبری باشند .
از سویی دیگر ، نظرات داوری ، بی شک متاثر از گرایشات و جهت گیریهای متولیان و برگزارکنندگان جشنواره هاست . در این رهگذر ، هر چند در ابتدا هیئت داوری خود را اندیشه ای مستقل از تفکر راهبری جشنواره اعلام بدارد ، اما در عمل ، ماحصل چنین ادعایی ، همان خواهد شد که رضایت خاطر مدیران فرهنگی جشنواره ها را در بر خواهد داشت . نگرش دولتی محور، با دیدگاهها و گرایشات سیاسی خاص مسئولان هر یک از حوزه های فرهنگی ، خواسته یا ناخواسته، تاثیر هر چند اندک خود را بر انتخابها خواهد گذاشت . و این چون هر سال قصه مکرر است ، دیگر یک اتفاق و بر حسب تصادف به شمار نمی آید . با این وجود ، به خلاف تصور خیلی ها ، بر این باوریم اکنون نیز می شود جشنواره ای که مبری از وابستگی های دولتی با گرایشات خاص مسئولین آن باشد ، سراغ یافت . شاهد مثالی براین گفته موجود است . جشنواره انتخاب کتاب سال شهید حبیب غنی پور که هر ساله در یک مسجد در جنوب شهر تهران برگزار می شود . و گردانندگان آن اگر چه خود مسئولیتهای فرهنگی و رسمی در سازمانهای دولتی دارند ، اما چون بن و اساس تشکیل چنین جشنواره ای یک مسجد فعال در حوزه ادبیات داستانی بوده است ، جدای از هر گونه تعهد و سمت و سوی سازمانی ، ارگانی و دولتی ، تصمیم گیریهای خود را در میدان عمل گسترده تری وسعت می بخشد و در نهایت ، چون صاحب استعدادی مستقل است ، به توفیق عمل نیز دست می یابد .
با این تفصیل ، برای غنای هرچه بیشتر اندیشه و قلم ، نیکوست که راهبری جشنواره های کتاب ، به تدریج از حوزه های فرهنگی دولتی ، سازمانی و ارگانی به حوزه هایی همچون انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و انجمن قلم ایران و حوزه های مشابه آن هدایت شود . ضمن آنکه با آسیب شناسی هیئت های داوری کتاب سال ، از تضییع حقوق نویسنده جلوگیری به عمل آورده تا فرصتی برای اثری که پیش از این دیده نمی شده ، فراهم آید . این راهی است که دیر یا زود می بایست پیموده شود . چه بهتر که در فرصتی زودتر این گامها برداشته شود . از هم اکنون ، چشم انتظار فرا رسیدن چنین روزی هستیم .
سفر به غرب ،همراه رئیس جمهور (قسمت ششم)
سفر به غرب (قسمت پنجم)
آسان طلبی آفت است
سفر آن پژوهشگر چهره نگار
نغمه ساز
[عناوین آرشیوشده]
بازدید دیروز: 0
کل بازدید :13820
گوهر اول(داستان)
در باره آثارم :
آهوی آدم(داستان)
آن سیب طاقت از دست داده بود
یادداشت روز
سفرنامه